
دوست گرامی و محترم ما جناب آقای دکتر رضایی شکوه از سایت زیبای وج، محبت نموده و بنا بدرخواست همکار عزیزمان آقای علیرضا رجبی شعر بسیار لطیفی در وصف بادافشان سروده و آنرا همراه نوشته ای صمیمی برای اینجانب ارسال نموده اند. از آنرو که متن نامه کوتاه ایشان نیز نشان دهنده محبت گرمشان به مردم خوب بادافشان میباشد، لازم دانستم متن نامه و شعر ایشان، هر دو را یکجا برای دوستان و کاربران محترم در سایت قرار دهم. با تشکر ویژه از آقای رضایی شکوه و آرزوی سلامتی و موفقیت هر چه بیشتر برای ایشان. دوستان گرامی به خصوص بچه های خوب بادافشان به منظور قدردانی لطفآ درج نظر فراموشتان نشود.
با محبت و تشکر - علی تبریزی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوست عزیز جناب آقای تبریزی -
با سلام و آرزوی موفقیت شما، شعر "بهشت کویر، بادافشان" را برای شما می فرستم. اگر چه این شعر جوابگوی زیبایی ها و مناظر آنجا و محبت های مردم بادافشان نیست ولی بعنوان مقدمه ای برای شروع همکاری از ما بپذیرید.
با احترام - علی رضائی شکوه
بهشت کویر، بادافشان
از سپاهان تا به نائین، نورباران میشود رفته رفته دشت بادافشان نمایان میشود
راه اصلی را که پیچیدی به چپ با احتیاط جمع بادافشان همه مشتاق مهمان میشود
زلف افشان میشود، گیسو پریشان میشود جان به جانان می رسد، پروانه رقصان میشود
عطر گلها در نسیم سرد صحرا و کویر روح ما را می نوازد، چهره خندان میشود
آسمان پرستاره، دشت زیبای بهشت کم کم از مشرق هلال ماه تابان میشود
تا به بادافشان و دشت پرگُلش سر میرسید عطر یاس و سوسن و سنبل فراوان میشود
گل شکوفا میشود در دامن دشت کویر کوچه ها سرشارِ بوی یاس و ریحان میشود
باد افشان میشود هردم به بادافشان ما جان شکوفا میشود، سیما درخشان میشود
گرچه ما از دود شهر و خستگی پژمرده ایم با هوای پاک دِه یک روزه جبران میشود
گفتگو با مردم خونگرم بادافشانِ ما موجب آرامش قلبی در انسان میشود
علی رضائی شکوه – خرداد ۱۳۹۱
